داستان 120 سال
آیا می دانستید که گاهی به هم می رسیم و می گوییم 120 سال زنده باشی
یعنی چه و از کجا آمده؟ برای چه نمی گوییم 150 یا 100 سال یا...
در ایران و در زمان ماقبل هجوم اعراب به ایران سال کبیسه را به این صورت محاسبه
می کردند که به جای اینکه هر 4 سال یکروز اضافه کنند (که البته اضافه هم می کردند)
هر 120 سال یک ماه را جشن می گرفتند و کل ایران این جشن برپا بود و برای این
که بعضی ها ممکن بود یکبار این جشن را ببینند و عمرشان جواب نمی داد تا این
جشن ها را دوباره ببینند به همین دلیل دیدن این جشن را به عنوان بزرگترین آرزو
برای یکدیگر خواستار بودند و هر کسی برای طرف مقابل آرزو می کرد تا آنقدر زنده
باشی که این جشن باشکوه را ببینی و این به صورت یک تعارف و سنتی بی نهایت
زیبا درآمد. که وقتی به هم می رسیدند بگویند 120 سال زنده باشی.
مورخان اروپايي نبرد ژوئيه 513 پيش از ميلاد در داكيه را از بزرگترين رويدادهاي دنياي باستان و نخستين پيشروي نظامي بزرگ و عميق شرق (آسيا) در غرب (اروپا) بشمار آورده اند.
تقویم تاریخ
براستی چرا این روزها در تقویم ما جایی ندارد!!؟؟
پيروزي بزرگ ارتش ايران در ديشيا، و تصرف روماني و مولدوا تا اوكراين
ژوئيه سال 513 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويمي مورخان اروپايي؛ 13 ژوئيه ( 23 تيرماه ) ارتش ايران نيروهاي كنفدراسيون گتائه Getae را در كنار دانوب جنوبي، منطقه داكيه Daci =Dacia (تلفظ انگليسي: دي شيا = روماني امروز) شكست داد و سراسر بالكان شرقي را ضميمه قلمرو ايران ساخت (بالكان به معناي رشته كوههاي جنگلي، منطقه اي است كوهستاني شبه جزيره شكل در جنوب شرقي اروپا، از درياي آدرياتيك تا درياي سياه).
به فرمان داريوش بزرگ، ارتش ايران به فرماندهي سپهبد بغابيش (بغابيشه) براي سركوب سيتي ها از درياي مرمره گذشته و پاي به اروپا نهاده بود. حاكمان محلي براي ايستادگي در برابر نيروهاي ايران كه مركب از هشتاد هزار تن بودند كنفدراسيون «گتائه» را تشكيل داده بودند كه پس از چند روز نبرد، 13 ژوئيه شكست خوردند و روماني و مولداوي (مولدواي امروز) تا اوكراين از آن ايران شد. داريوش اين پيروزي، و دليل لشكركشي به اروپا را در كتيبه اي شرح داده و مناطق متصرفه را نام برده است.
هرودوت در كتاب چهارم و عمدتا در صفحه 93 اين كتاب به شرح جنگ دي شيا (داكيه) پرداخته و استرابو منطقه مفتوحه ايران در پيروزي داكيه را «دائويDaoi» ناميده است - منطقه اي كه رومي ها آن را در جنگهاي سال 101 تا 106 ميلادي تصرف و سپس «رومانيا» خوانده شده است. مورخان اروپايي نبرد ژوئيه 513 پيش از ميلاد در داكيه را از بزرگترين رويدادهاي دنياي باستان و نخستين پيشروي نظامي بزرگ و عميق شرق (آسيا) در غرب (اروپا) بشمار آورده اند.
داريوش بزرگ دو سال پيش از جنگ «دي شيا (روماني)»، در سال 515 پيش از ميلاد كار ساختن تخت جمشيد را آغاز كرده بود.
بابک : پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
باپوک : کولاک ، نامی کردی
باربد : پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
بارمان : لایق - نام سردار افراسیاب
بامداد : پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک
بامشاد : کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بانو : خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
بختیار : خوشبخت ، خوش اقبال - استاد رودکی در موسیقی
برانوش : مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی
بردیا : پسر کورش و برادر کمبوجیه
برزو : بلند قامت - پسر سهراب و نوه رستم دستان
برزویه : طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
برزین : بلند و تنومند - ازپهلوانان ایران - نام پسر گرشاسب
برمک : از وزیران ساسانی - نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
بزرگمهر : خورشید بزرگ - نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بنفشه : گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
بوژان : رشد کرده - نامی کردی
بویان : خوشبو - مامی کردی
بهار : شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهارک : بهار کوچولو
بهاره : بهاری
بهتاش : خوب ومانند
بهداد : نیک آفریده شده
بهرام : پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
بهدیس : خوش رنگ ، خوشگل
بهرخ : زیبا چهره ، قشنگ
بهرنگ : خوش رنگ
بهروز : خوشبخت ، نیکبخت
بهزاد : نیک نژاد - مینیاتوریست مشهور صفویان - نام اسب سیاوش
بهشاد : خوشحال وشاد
بهمن : نیک اندیش - برف انبوه که از کوه فرو ریزد - جانشین اسفندیار
بهناز : خوش ناز، باناز ، طناز
بهنام : نیک نام
بهنود : سلامت ، عافیت
بهنوش : کسی که نیک مینوشد
بیتا : بی همتا ، بی مانند
بیژن : ترانه خوان ، جنگجو - پسر گیو و دلداده منیژه
عزیزم چرا اینجوری واستادی ؟؟؟ دِ مثل یه مرد واستا !!!
مگه نگفته بودی از ایران خوشت نمیاد؟؟؟
مگه نگفته بودی با اختلاف زیاد می بریم؟؟؟
مگه اون بازیکنت نبود که می گف کاری می کنم نکونام خون گریه کنه ؟؟؟
کوووووووووو پــــــــ ؟؟؟؟؟
سرمربی کره نشنیده که میگن
هرکی با دم شیر در افتاد , وَر افتاد!
همه ی بازی یه طرف حرکت آخر کیروش چار طرف !!!!
خدایییی جیگرم حال اوومد !!!
افتخارات رشت...
پروفسور سمیعی:
او در سال 1351به درجه پروفسوری جراحی مغز واعصاب نایل شد واز آن جا که جراحی مغز به دلیل فوق العاده پیچیده بودن آن وارتباط با اعصاب حسی و حرکتی در سایر اندام ها به خصوص صورت تاثیرداشت و انجام عمل جراحی نیز با عوارضی همراه بوده همین عامل موجب شده تا او برای رفع این نقیصه و بخشیدن زندگی سالم و کاهش آلام ورنج همنوعانش دست به مطالعات گسترده ای در خصوص ساختار پیچیده مغز بزند تا بلکه روشی بیابد تا هم عوارض عمل جراحی پس از مغز کاهش یابد وبه صفر برسد وهم این که انسان ها به زندگی توام با سلامت باز گردند .
داستان چنین رقم خورد که توانست در پی سلسله مطالعات و تحقیقات علمی ، نخستین جراحی میکروسکوپی مغز را در سال 1356در دنیا ابداع و به سرانجام برساند و پشت بند آن هم وی اولین پزشکی بود که توانست عمل جراحی قاعده جمجمه را در دنیا ابداع کند ، که مورد توجه جراحان تراز اول دنیا قرار گیرد .
عطش پروفسور به خدمت وصفتی هم چون خورشید واقیانوس داشتن موجب شد تا در وگهر های دانش و تجربه خویش را درقالب برگزاری ها ی دوره های آموزشی به دیگر جراحان دنیا انتقال دهد .
برای ایرانیان دنیا همین بس که با همت پروفسور سمیعی امروزه در تمام کشور های جهان انجمنی تحت عنوان جراحان قاعده جمجمه با 1200جراح حاذق تشکیل شده که هر سال در قالب کنگره علمی ، جراحی قاعده جمجمه مغز از طریق ویدئو پروژکشن به شاهد آخرین دستاوردهای علمی جراحی پروفسورهستند و با استفاده از دوربین های مدار بسته به صورت مستقیم عمل جراحی وی را مشاهده و باتکنیک های جدید پزشکی و آموزشی می بینند .
پروفسور سمیعی که دردهه 1350تصمیم گرفت تخصصی ترین بیمارستان جراحی مغز را در شهر هانوفر آلمان که معماری آن شبیه مغز انسان است را تامین کند و خوشبختانه در این کار هم موفق شد .پروفسور سمیعی در سال 1367کرسی جراحی مغز واعصاب هانوفر آلمان را پذیرفت وهمزمان با عنوان ریاست فدراسیون جهانی انجمن های قاعده جمجمه برگزیده شده در این سال صدراعظم آلمان به پاس خدمات وی د رجراحی مغز واعصاب نشان درجه یک دولت آلمان غربی را به وی اعطا نمود .
پروفسور سمیعی مجموعه ادبیات علمی خودرا تاکنون د رقالب 13 کتاب و بیش از 200مقاله علمی منتشر کرده که مهم ترین مرجع برای جراحان مغز واعصاب دنیا به شمار می آید .
پروفسور سمیعی ، در خصوص این که مهم ترین اهدافش از آموزش متخصصان ایرانی چیست گفت :« می خواهم تازه های پزشکی در زمینه مغز واعصاب هر چه سریع تر به کشور عزیزم ایران منتقل شود .»
شده که هر سال در قالب کنگره علمی ، جراحی قاعده جمجمه مغز از طریق ویدئو پروژکشن به شاهد آخرین دستاوردهای علمی جراحی پروفسورهستند و با استفاده از دوربین های مدار بسته به صورت مستقیم عمل جراحی وی را مشاهده و باتکنیک های جدید پزشکی و آموزشی می بینند .
پروفسور سمیعی که دردهه 1350تصمیم گرفت تخصصی ترین بیمارستان جراحی مغز را در شهر هانوفر آلمان که معماری آن شبیه مغز انسان است را تامین کند و خوشبختانه در این کار هم موفق شد .پروفسور سمیعی در سال 1367کرسی جراحی مغز واعصاب هانوفر آلمان را پذیرفت وهمزمان با عنوان ریاست فدراسیون جهانی انجمن های قاعده جمجمه برگزیده شده در این سال صدراعظم آلمان به پاس خدمات وی د رجراحی مغز واعصاب نشان درجه یک دولت آلمان غربی را به وی اعطا نمود .
پروفسور سمیعی مجموعه ادبیات علمی خودرا تاکنون د رقالب 13 کتاب و بیش از 200مقاله علمی منتشر کرده که مهم ترین مرجع برای جراحان مغز واعصاب دنیا به شمار می آید .
پروفسور سمیعی ، در خصوص این که مهم ترین اهدافش از آموزش متخصصان ایرانی چیست گفت :« می خواهم تازه های پزشکی در زمینه مغز واعصاب هر چه سریع تر به کشور عزیزم ایران منتقل شود .»
همواره نگهبان کیش یزدان باش، اما هیچ قومی را وادار مکن که از کیش تو پیروی کند و پیوسته به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سالهای اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود میدارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کردهاند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه دادهاند، بیشتر شبیه افسانهاست. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل میکند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر میداند که این داستان هم از نظر داندامایف دارای عنصرهای فولکلور است.طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستانهای متفاوت دربارهٔ کوروش نقل میشدهاست.
بنا به گفتهٔ هرودوت، آستیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانارا به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد. پس از تولد نوهاش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را فراگرفتهاست پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپانهای شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سِپاکو از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.
سالها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده بود و با کودکان بازی میکرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زدهاست. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده چنین سوءظن برد که مبادا او کوروش نوهٔ خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: «طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟» هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: «پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.» او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش بود، غذایی تهیه کرد و به خورد پدرش داد.
مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نوادهاش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هماکنون تعبیر شدهاست برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی میکرد به عنوان شاه انتخاب شد. بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نوادهاش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد.
تقریباً همهٔ جماعات متمدن از همان دورههای اولیه در اشعار و افسانهها، قهرمانانی از قبیل شاهان و بنیانگذاران مذاهب و سلسلههای سلطنتی و بطورکلی قهرمانان ملی خود را ستودهاند. شباهت بهتآور و گاه یکسانبودن این افسانهها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصلههای زیادی دارند، از دیر باز معلوم بوده و در سبک و روال این نوع افسانههای ولادت معمولاً شباهتهایی به چشم میخورد.داستان هرودوت از تولد کوروش، نهتنها همانندهایی در داستانهای تولد شخصیتهای تاریخی دیگر مانند حکایت کودکیموسی و کودکی سارگن بزرگ (بنیانگذار بابل) دارد، بلکه دربارهٔ دودمانهای شاهی در تاریخ ایران نیز نظیر چنین داستانهایی موجود است که داستان کوروش اولین آنهاست. داستان زادن و جوانی اردشیر بابکان نخستین پادشاه دودمان ساسانی نیز همانند داستان کوروشاست.
دیدار تیم های کره جنوبی و ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی برزیل در سال 2014 از ساعت 16 و 30 دقیقه در ورزشگاه مونسو و در مقابل 45 هزار تماشاگر آغاز شد. بازی در هوای ابری شروع شد و حدود 1800 هوادار ایرانی در ورزشگاه حضور دارند. 3 امتیاز این مسابقه برای دو تیم اهمیت دارد. ایران در صورت کسب 3 امتیاز به طور مستقیم به جام جهانی می رود و کره جنوبی با یک امتیاز هم می تواند به طور مستقیم به جام جهانی برود. ایران در صورت تساوی و در صورتی که ازبکستان در بازی همزمان این گروه مقابل قطر 4 گل بزند شانس رسیدن به پلیآف را هم از دست می دهد اما اگر ازبکستان نتواند این تعداد گل را مقابل قطر به ثمر برساند ایران می تواند در پلیآف شانس خود را برای رسیدن به جام جهانی امتحان کند. بازی ایران و کره جنوبی در شرایطی آغاز شده که هواداران کره جنوبی در حال تشویق بازیکنان ملی خود هستند اما بازیکنان ایران با تجربه لازم قدم به این مسابقه گذاشته اند. مسابقه متعادل آغاز شد. بازیکنان کره جنوبی با توجه به شرایط میزبانی و تشویق هواداران خود شروع هجومی داشتند و در دقیقه 4 صاحب ضربه کرنر شدند که این ضربه را رحمان احمدی مهار کرد. بازیکنان با توجه به تجربه خود سعی به آرام کردن بازی کردند. در دقیقه 6 کیم شینووک یک ضربه محکم را به سمت دروازه ایران ارسال کرد که این توپ برای کره ای ها ثمری نداشت. بازیکنان ایران بعد از این صحنه به دفاع برخواست و فرصتی برای حمله خطرناک پیدا نکرد. ضد حمله ایران در دقیقه 12 نتیجه ای نداشت. در دقیقه 13 ضربه لی دونگ گوک بسیار خطرناک از کنار دروازه ایران رد شد. دقیقه 15 بازی کره جنوبی بار دیگر صاحب ضربه کرنر شد که این ضربخ نیز توسط مدافعان ایران از دروازه دور شد. بازیکنان کره برای رسیدن به گل بی تحرک نیستند و کمتر اجازه می دهند توپ از زمین ایران خارج شود. دقیقه 17 کره جنوبی صاحبه یک ضربه آزاد خطا شد. امیر حسین صادقی این خطا را مرتکب شد. پشت این ضربه کیم چو وو ایستاد اما ضربه او از بالای دروازه ایران به بیرون رفت. دقیقه 21 درحالی که تیم ملی کره در حمله بود داور خطای مدافع کره را اعلام کرد. دقیقه 22 بازی ضربه بازیکن کره از پشت محوطه جریمه به بیرون رفت. دقیقه 23 بازی کنار زمین بین نبی سرپرست تیم ملی و داور جرو بحثی پیش آمد. ظاهرا داور مسابقه به کیروش ایراد گرفته بود. در دقیقه 25 بازی داور اعلام به خطا به سود کره جنوبی کرد. کی چی وو پشت این ضربه ایستاد که این ضربه خطرناک هم حاصلی برای کره نداشت. توپ به بازیکن کره ای اصابت کرد و به بیرون رفت. بازی تا دقیقه 26 همچنان بدون باز شدن دروازه دو تیم پیش رفت. دقیقه 28 کره ای ها موقعیت دیگری را از دست دادند. بازیکنان ایران هنوز فرصت عرض اندام پیدا نکرده اند. در دقیقه 29 تیموریان از ناحیه دست دچار مصدومیت شد. بازیکنان کره بعد از 30 دقیقه حمله کمی عقب نشینی کردند تا فرصت به بازیکنان ایران هم برسد. دقیقه 32 بازیکن کره ای روی مدافع ایران خطا کرد تا فرصت حمله را از دست بدهد. دقیقه 33 بیک زاده روی بازیکن کره خطا کرد تا ایران فرصت حمله را از دست بدهد. کیم چانگ سو پشت ضربه خطا قرار گرفت و توپ را بلند به زمین ایران فرستاد اما ایرانی ها توپ را به زمین کره باز گرداندند. در دقیقه 34 در حالی که در حال پیدا کردن موقعیت بودیم به دلیل خطای هند قوچان نژاد این فرصت از دست رفت. دقیقه 36 پاس تیموریان به منتظری نرسید تا ایران نتواند موقعیت خطرناکی خلق کند. در حالی که دقیقه 38 بازی ایران است قطر در بازی با ازبکستان توانست به گل برسد. این گل در شرایطی به ثمر رسیده که ایران هنوز مقابل کره جنوبی نتوانسته موقعیت جدی خلق کند. ایران در دقیقه 39 موقعیت خوبی از دست داد و بلافاصله دقیقه 40 کره ای ها صاحب یک موقعیت تک به تک شدند که این موقعیت رفع خطر شد.بازی در دقایق پایانی نیمه اول متعادل پیش می رود. داور یک دقیقه وقت اضافه برای پایان نیمه اول گرفت و در نهایت 45 دقیقه اول بدون گل به پایان رسید. ایران در صورت باقی ماندن همین نتایج 45 دقیقه تا رسیدن به جام جهانی فاصله دارد. نیمه دوم بازی در حالی آغاز شده که کره همچنان مشتاق به حمله است. در دقیقه 48 بازی قوچان نژاد فرصت مناسبی را از دست داد. بازیکنان ایران در حالی که دقیقه 51 گذشته هنوز نتوانسته اند نشانی از بازی قبلی با لبنان را نمایش بگذارند. دقیقه 52 بازی داور خطا به سود ایران گرفته شد. این خطا روی آندو انجام شد.سید جلال حسینی پشت این تیم قرار گرفت ولی حاصلی برای ایران نداشت. بازیکنان کره در حال فضا سازی برای ایجاد موقعیت هستند. دقیقه 53 کره ای ها فرصت خوبی را از دست دادند. دقیقه 55 آندرانیک تیموریان به دلیل خطای هند کارت زرد گرفت. دقیقه 56 مسابقه ارسال کرهای ها را رحمان احمدی مهار کرد. بازی در دقایقی که سپری می شود بدون حمله خاص از سوی طرفین در حال برگزاری است. رضا قوچان نژاد در دقیقه 59 ایران را صاحب گل کرد. با این گل ایران به طور مستقیم به جام جهانی صعود کرده است. در دقیقه 62 ایران صاحب ضربه کرنر شد که این ضربه از دست رفت. اگر ایران بتواند کره جنوبی را شکست دهد کیروش موفق شده به عنوان سرمربی ایران در دو بازی پیاپی کره را شکست دهد. در حالی که ایران با یک گل پیش است و صعود خود به جام جهانی را مسجل کرده است ازبکستان توانسته گل تساوی را به قطر بزند. کره جنوبی در دقیقه 65 یک تعویض انجام داد و شماره 10 این تیم از زمین خارج شد و شماره 11 این تیم به نام لی کیون هو به زمین آمد. از سویی خسرو حیدری هم دچار مصدومیت شد. این بازیکن به بیرون زمین منتقل شد. کره ای ها برای جبران نتیجه به دنبال خلق موقعیت هستند. در دقیقه 67 مجتبی جباری مجبور به خطا روی بازیکن کره می شود. غلامرضا رضایی به جای خسرو حیدری مصدوم در دقیقه 68 به بازی آمد. دقیقه 70 کره ای ها صاحب موقعیت گل شدند که سید جلال حسینی توپ را به بیرون زد. بعد از آن بار دیگر شاگردان چوی دست به حمله زدند که ضربه سر بازیکن کره به بیرون رفت. تب و تاب حملات کره به دلیل گلزنی ایران فروکش کرد. دقیقه 73 ارسال کره به بیرون رفت. دقیقه 73 شماره 9 کره جنوبی به بیرون رفت و شماره 7 به میدان آمد. ایران در دقیقه 74 صاحب ضربه آزاد شد. دقیقه 75 کره صاحب ضربه خطا شد که این موقعیت بسیار خطرناک با چنگ و دندان مدافعان ایرانی از بین رفت و توپ به بیرون رفت. دقیقه 76 بار دیگر به کره صاحب ضربه کرنر شد اما توپ از خط دروازه رحمان احمدی دور شد. در حالی که بازیکنان کره به دنبال تغییر نتیجه هستند ازبکستان توانسته سومین گل را به قطر بزند. قطر توانست یکی از گل های خورده را جبران کند اما داور گل آنها را خطا اعلام کرد. دقیقه 79 کره بار دیگر صاحب ضربه کرنر شد. البته تیموریان هم به دلیل مصدومیت روی زمین افتاد. تیموریان به دلیل مصدومیت به بیرون منتقل شد. ضربه کرنر کره توسط کیک کیون زده شد اما از سوی ایرانی ها دفع شد. مسعود شجاعی در زمین ایران روی بازیکن کره خطا کرد تا داور اعلام به ضربه ایستگاهی کند. کیم گو کیونگ پشت ضربه ایستاد که نتوانستند از این موقعیت استفاده کنند. دقیقه 81 احسان حاج صفی به جای مسعود شجاعی به زمین آمد. شجاعی قبل از خروج از زمین کارت زرد هم گرفت. دقیقه 83 خطای لی کیون هو روی رحمان احمدی صورت گرفت. ایران در دقیقه 83 همچنان به دفاع می پردازد. دقیقه 86 منتظری روی بازیکن کره خطا کرد. ضربه آزاد توسط بازیکن کره ارسال شد که مدافعان ایران آن را دفع کردند. دفع این توپ به ضد حمله تبدیل شد اما این توپ برگشت داده شد. دقیقه 87 کیم یونگ وون ضربه خطرناکی را از کنار دروزاه ایران فرستاد. احسان حاج صفی دقیقه 89 کارت زرد گرفت. داور 4 دقیقه برای پایان این مسابقه وقت اضافه گرفت. در حالی که بازی در لحظات پایانی بود ازبکستان توانست گل چهارم را بزند تا وضعیت کره ای ها خطرناک شود. در دقیقه 90+2 رضا قوچان نژاد از زمین بیرون رفت و فرزاد حاتمی به جای او به میدان آمد. دقیقه 90+3 بازیکن کره شوت محکمی به سمت دروازه ایران زد اما توپ به بیرون رفت. دقیقه 90+3 ضربه بسیار خطرناک بازیکن کره از کنار دروازه بیرون رفت. استرس در این لحظات به اوج خود رسیده بود. قضاوت این مسابقه بر عهده تنهای از کشور چین بود.سلام بر جامجهانی درود به امید مردم ایران/شادی ملت کامل شد
فارس: دومین حماسهساز فوتبال ایران هم از مشهد الرضا(ع) آمد. رضا قوچان نژاد به خوبی توانست خاطره حماسه ملبورن و گلزنی خداداد عزیزی را برای ملت ایران یكبار دیگر تداعی كند.
28 خرداد 1392 رضا قوچاننژاد با گلی كه در دقیقه 60 به كره جنوبی زد حماسهساز اولسان لقب گرفت.
قوچاننژاد متولد 29 شهریور 1366 در شهر مشهد است كه به همراه خانوادهاش در كودكی راهی كشور هلند شد. او فوتبال را از 15 سالگی و به اصرار پدرش در باشگاههای دسته دوم هلند آغاز كرد.
جالب است كه او با گلی كه در ثانیه 9 زده ركورد سریعترین گل هلند را هم در اختیار دارد.
رضا البته فوتبال حرفهای را در باشگاههای بلژیك دنبال كرد. ابتدا به تیم سنت تروئیدن بلژیك رفت.
نام قوچاننژاد یكبار در زمان سرمربیگری افشین قطبی در تیم ملی به گوش اهالی فوتبال خورد اما این كارلوس كیروش بود كه برای دیدن و ارزیابی این بازیكن راهی بلژیك شد تا بازی این بازیكن ایرانی را از نزدیك ببیند.
همان زمان برخی منتقدان كیروش از او انتقاد كردند كه چرا میخواهد از بازیكنان ایرانی خارج از كشور استفاده كند، ما بازیكنان خوبی در لیگ برتر داریم.
اما اكنون دیگر هیچكس از رضا قوچاننژاد و كیروش انتقاد نمیكند همه حتی آنهایی كه از روی غرض از كیروش انتقاد میكردند، در دل كیروش را تحسین میكنند كه چنین بازیكن خوبی را به فوتبال ایران آورد.
مدیر باشگاه سنت تروئیدن بلژیك در همان زمان كه كیروش برای دیدن بازی قوچاننژاد به این كشور رفت، گفت: «از اینكه میبینیم سرمربی تیم ملی ایران برای دیدن بازی این بازیكن به ورزشگاه ما میآید خوشحالم زیرا این مسئله نشان میدهد كه ما در انتخاب رضا درست عمل كردهایم.»
قوچاننژاد هم همان زمان گفت: دوست دارم برای ایران بازی كنم با كیروش هم هیچ حرفی نزدهام اما شنیدم برای دیدن بازی من به ورزشگاه آمده است و این مسئله باعث خوشحالی است.
البته همان زمان كه بحث جدی حضور قوچاننژاد در تیم ملی مطرح شد بحث خدمت سربازیاش هم به میان آمد اما این مسئله هم با مساعدت مسئولان ارشد كشور و تلاش مسئولان فدراسیون فوتبال حل شد. تا قوچاننژاد به سرزمین مادریاش خدمت كند. قوچاننژاد البته سابقه بازی در تیم زیر 19 سال هلند را هم داشت ولی در نهایت تیم ملی سرزمین مادریاش را برای بازی انتخاب كرد.
قوچاننژاد در تیم ملی عملكردی فوقالعاده داشت و در سه دیدار پایانی و سرنوشتساز ایرانی دو گل حساس و سه امتیازی برای ایران به ثمر رساند تا تیم ملی با پیروزی مقابل قطر و كره جنوبی بتواند برای اولین مرتبه در تاریخ به عنوان سرگروه به جام جهانی صعود كند.
رضا قوچان نژاد،مهاجم تیم ملی فوتبال ایران
قوچاننژاد نقش پررنگی در این صعود و خلق حماسه ورزشی داشت و محبوب تمام فوتبالدوستان و مردم ایران شد با این حال این مسئله معنایش این نیست كه دیگر بازیكنان تیم ملی برای ایران زحمت نكشیدند ولی او الماس ایرانی بود كه از سوی كیروش كشف شد.
الماسی كه اكنون به تیم استاندارد لیژ بلژیك پیوسته است.
قوچان نژاد با وجود اینكه از كودكی در اروپا بازی كرده اما همچنان عاشق ایران است و حتی میگوید محبوبترین غذایی كه دوست دارد آبگوشت است.
قوچاننژاد در دانشگاه در رشته علوم سیاسی تحصیل كرده اما یك فوتبالیست حرفهای است نه یك سیاستمدار و شاید هیچ میانهای با عالم سیاست نداشته باشد و خانوادهای كاملا ورزشی دارد، عمویش هم در مشهد مربی یك تیم والیبال است.
قوچاننژاد با هنر رابطه نزدیكی دارد و به نوازندگی ویولن مسلط است.
فوتبال ایران واقعا به چنین هنرمندی نیاز داشت و هیچ مهاجمی در سطح و اندازههای فنی او نداشت.
كیروش به همه منتقدانش نشان داد كه برای پیشرفت در فوتبال باید صبر، استقامت داشت و سخت كار كرد ضمن اینكه دانش فنی و تجربه بینالمللی هم داشت. او با آوردن قوچاننژاد به فوتبال ایران علاوه بر اینكه زمینهساز خلق حماسه اولسان و صعود به جام جهانی شد یك هدیه ارزشمند هم به تیم ملی اهدا كرد. یك گلزن مادرزاد و ششدانگ كه سالها میتواند خط حمله فوتبال ایران را بیمه كند.
قوچاننژاد بانام مستعار گوچی در فوتبال بلژیك شناخته میشود و گوچی اكنون لقب دیگری هم در ایران گرفته است؛ حماسهساز اولسان و مردم فوتبالدوست ایران او را هم مثل خداداد عزیزی حماسهساز ملبورن دوست دارند و نكته جالب توجه این است كه هر دو حماسهساز متولد شهر مقدس مشهد هستند و در كنار بارگاه ملكوتی امام رضا (ع) متولد شدهاند.
یادمان نمیرود كه سرمربیان لیگ برتری چگونه به كیروش بابت آوردن این الماس به فوتبال ایران تاختند و حالا باید دید كه چقدر آن حرفها و انتقادها از روی دلسوزی بوده یا نفع و میل شخصی؟! در این نوشته البته فرصتی برای آن نیست كه به مدیرانی باشگاهی بپردازیم كه سعی میكردند جانشین كیروش را از باشگاه خود معرفی كنند.
تعریف و تمجید کروش از جواد نکونام/خوشحالم او کاپیتان تیم من است/حرفهای جواد من را تحت تاثیر قرارداد
کارلوس کروش در جمع بازیکنان تیم ملی، به شدت از جواد نکونام کاپیتان تیمش تمجید کرد.نکونام که لیدر تیم ملی در راه صعود به جام جهانی بود، با حرف های خود در کنفرانس مطبوعاتی پیش از مسابقه، کارلوس کروش را تحت تاثیر قرار داد. یکی از بازیکنان کره جنوبی پیش از کنفرانس گفته بود، کاری خواهد کرد که نکونام در این بازی خون گریه کند. کارلوس کروش پیش از حضور نکو در کنفرانس مطبوعاتی، به این بازیکن توصیه کرد که بگوید فوتبال جای خون و جنگ و گریه نیست. نکونام اما در کنفرانس حرف های متفاوتی به زبان آورد. او در یکی از به یادماندنی ترین مصاحبه های خود بدین گونه جواب بازیکن کره را داد: «خون گریه می کنم که هیچ، برای ایران جانم را هم می دهم.» این حرف های کاپیتان به شدت سرمربی تیم ملی را تحت تاثیر قرارداد تا در جلسه قبل از بازی در جمع بازیکنان بگوید: «من در فوتبال هر روز یک چیز تازه یاد می گیرم. امروز هم از نکونام چیز جدیدی یاد گرفتم. به او توصیه هایی قبل از کنفرانس داشتم ولی با حرفی که مقابل خبرنگاران زد، من را تحت تاثیر قرار داد. باید بگویم که این حرف نکونام یادم نمی رود.» کارلوس همچنین توضیح داد: «از اینکه او کاپیتان تیم من است، بسیار خوشحالم و اقتخار می کنم که با او کار می کنم. خوشحالم که بازیکنی مثل نکونام را در تیم ملی ایران دارد.» خبر انلاین

سارا شاهی که نام سابقش آهو جهانسوز آخرین بازمانده خاندان فتحعلی شاه قاجار می باشد و هم اکنون در کشور آمریکا به عنوان بازیگر فعالیت می کند
سارا شاهی امسال توسط مجله maxim که لیست ۱۰۰ زن زیبای جهان را منتشر می کند توانست به رتبه ۳۳ دست یابد. او سال گذشته رتبه ۳۶ را کسب کرده بود……
این همه میگفتن که مردمای کره و ژاپن بافرهنگن و خیلی باشعورن همش کشک بود!!!
آقا دیروز وقتی داور سوت رو زد و بچه های باغیرت ایرانی داشتن خوشحالی میکردن دوتا از بازیکنای کره که به سوشا مکانی با مشت حمله کردن،تماشاگراشون که هرچی آشغال داشتن ریختن تو زمین....
جنبه باخت رو داشته باشین عزیزان من.
ورزش ۳:تیم ملی ایران با برتری یک بر صفر برابر کره جنوبی به عنوان تیم اول گروه راهی جام جهانی برزیل شد. ملی پوشان ایران با یک نمایش منطقی و به دور از احساس توانستند با نتیجه یک بر صفر حسرتی که چهار سال پیش در کره در دل ایرانی ها ماند، در همین کشور به اشک شوق تبدیل شود. ایران در رقابت های مقدماتی با ۵ پیروزی، یک تساوی و دو شکست با ۱۶ امتیاز به عنوان تیم نخست گروه خود راهی جام جهانی شد. نکته جالب کسب ۹ امتیاز از این شانزده امتیاز در سه بازی آخر بود. جایی که امیدها بسیار کم شده بود. شاگردان کی روش که در دیدارهای اول چندان مطمئن نشان نداده بودند، در سه بازی اخیر خود کاری کردند کارستان. گرفتن شش امتیاز از کره جنوبی و دبل کردن تیمی که چهار سال پیش ایران را از جام جهانی محروم کرد، لذتی فراتر از پاسخ دادن به کری خوانی های نه چندان دوستانه داشت. ایران پیش از این در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین، ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان شرکت کرده بود و با توجه به روند یکیدرمیان حضور در جام جهانی این بار نوبت ما بود که در بزرگ ترین رویداد فوتبالی جهان در عرصه ملی شرکت کنیم. مردان آریایی در جام جهانی نتوانسته اند از گروه خود صعود کنند، ایران تنها یک برد در جام جهانی به دست آورده که مقابل آمریکا در سال ۱۹۹۸ به دست آمده است. با توجه به برگزاری رقابت های مقدماتی در جام جهانی در سایر قاره ها ایران به عنوان سومین تیم راهی جام جهانی ۲۰۱۴ شد. پیش از این ایران، ژاپن و استرالیا صعود خود به جام جهانی را جشن گرفتند.ایران مسافر جام جهانی / بردیم و صعود کردیم
میهن استار:گوگل با اضافه کردن ۱۸ زبان جدید به اپلیکیشن وب “گوگل درایو” تعداد زبان های مورد پشتیبانی آن را به ۶۵ رسانده.
این ۱۸ زبان جدید که زبان باسکی، چینی (هنگ کنگی)، استونیایی، فرانسوی (کانادا)، مالزیایی، فارسی، اسپانیش (امریکای لاتین) و اوردو نیز در میان شان هستند، حالا علاوه بر درایو، گوگل داکس، شیتس و اسلایدز و فرومز را هم شامل می شوند. برای تغییر زبان در درایو می توانید با استفاده از آیکون چرخ دنده در بالا وارد بخش settings شده و در قسمت Language زبان فارسی را انتخاب کنید تا محیط درایو به فارسی تبدیل شود. همچنین برای تغییر گوگل درایو برای موبایل، باید در بخش settings مربوط به زبان دستگاه، تنظیمات را تغییر دهید. گوگل می گوید همه این ۱۸ زبان جدید در زمینه چک کردن املای کلمات هم پشتیبانی می شوند و همچنین قول داده که به طور پیوسته به افزایش امکانات سرویس های آنلاین خود ادامه دهد. منبع:نارنجی
فردا:چندی پیش به گوش میرسید که ادوب، شناسههای ایرانی را بلاک میکرد اما شاید به دلیل لغو تحریمهای رایانهای، از ادامه این رویه منصرف شده است. چندی پیش رسانهها به نقل از ویندی شرمن، معاون وزیر خارجهی آمریکا از لغو تحریمهای رایانهیی ایران خبر دادند؛ در همین راستا ظاهرا شرکت Adobe که پیش از این به کاربران ایرانی سرویس نمیداد، سایت خود را روی ایرانیان باز کرده است. این شرکت که بیشتر فعالیتهایش در زمینههای گرافیکی است، اخیرا سایت خود را روی کاربران ایرانی باز کرده است. این در حالی است که این شرکت چندی پیش به بلاک کردن شناسهی IP ایران برای جلوگیری از ورود آنها به این سایت اقدام کرده بود. به گفته برخی کارشناسان به نظر میرسد که این اقدام شرکت Adobe در راستای لغو تحریمهای رایانهای علیه ایران و زمینهسازی برای لغو دیگر تحریمهای رایانهیی باشد.
متن سنگ قبر کوروش بزرگ
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت بزرگ را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر
از داريوش بزرگ چه ميدانيد
[right][right][size=200][color=#ff0000]اول تا تهش رو بخون ...[/color][/size]
نامدارترین سردار زن ارتش شاهنشاهی داریوش سوم یوتاببودهاست.او نیز مانند برادرش آریوبرزن در کوهستانهای محل نبرد، در دربند پارس، تکاب در حوالی استان کهکیلویه و بویراحمد امروزی یا نواحی بهبهان امروزی در استان خوزستان تا آخرین نفس مبارزه کرد.اما بر اثر کمبود نیرو و خیانت یک ایرانی، به دست سپاهیان اسکندر کشته و در همان محل به خاک سپرده شد.
تير آرش در کمانم...نام ايران بر زبانم...
قله ها در زير پايم...کهکشانها آشيانم...
سرکشم چون کوه آتش آتشم... آتشفشانم..
چون سياوش پاک پاکم...همچو رستم پهلوانم..
کاوه ام آزاده مردم...تار و پود کاويانم..
من زماد و از هخايم...از ارشک ساسانيانم.
مازيارم...بابکم...من رهبر آزادگانم...
جشن يلدا جشن نوروز...هم سده هم مهرگانم..
نور خورشيد نور چشمم...آسمانها زير پايم..
زاده پاک اهورا...از نژاد آريايم...
مازيارم...بابکم...من رهبر آزادگانم...
جشن يلدا جشن نوروز...هم سده هم مهرگانم..
نور خورشيد نور چشمم...آسمانها زير پايم..
زاده پاک اهورا...از نژاد آريايم...
ایـــــران فرهــاد اســت و عـشــق****ایران کـوروش اســت و آزادگـــی...
ایـــران داریوش است و سازنـدگی****ايــران فردوسي است و افسانــــه...
ايــــران حـــــافـــظ اســـت و غـزل.****ايـــران مــولـوي اسـت و عرفـــــان...
ايـــران خـيام اســت و درسـتـــــی****ايـــــران فرخــي اســـت و«آزادي»...
ايـــــران بــــابـک اســت و قــــيـــام****ايـران افـــشين اسـت و عـــصـيان...
ايــــــران مــــازيار است و طــغــيان****ايــران کــاوه اســـــت و شـــورش...
ايــــــران آرش اســـت و رهــــايــي****ايران دار است و سربداران...
كدوم جنگ بايد جنگ پايانى تاريخ بشريت ميبود ؟
جنگ بوئر ؟
جنگ جهانى اول ؟
جنگ جهانى دوم ؟
جنگ كره ؟
جنگ مالايا ؟
جنگ ويتنام ؟
جنگ فالكلند ؟
جنگ ايران و عراق ؟
جنگ خليج پارس ؟
جنگ بوسنى ؟
جنگ كوزوو ؟
يا جنگ ديگرى در كمين است ؟
جنگ جهانى اول مملو از فجايع دردناك بود . تقريبا همه ى خانواده هاى بريتانيايى ، فرانسوى ، آلمانى و روس دست كم يكى از اعضايشان را بر اثر جنگ از دست دادند . در اين چهار كشور ، در هر شهرك و دهكده اى كه قدم بگذاريد ، سنگ يادبودى را خواهيد يافت كه نام كشته هاى جنگ بر سطح آن حك شده است . در بسيارى از اين دهكده ها مردها همه دسته جمعى به جبهه رفتند و همه كشته شدند و دهكده را بى سرپرست گذاشتند .
اما اين فاجعه ى اصلى نبود . دلخراش ترين چيز اين بود كه جنگ جهانى اول هيچ مشكلى را حل نكرد و ذره اى صلح به ارمغان نياورد . برعكس ، منجر به بروز جنگ جهانى دوم و رنج و بدبختى و مرگ و ويرانى به مراتب بزرگتر و گسترده تر شد .
كسانى كه نامشاون بر سنگ هاى يادبود حك شده ، ايمان داشتند كه براى صلح ميجنگند . بسيارى از آنها با خرسندى از جان خود گذشتند ، چون باور داشتند كه براى پايان « آخرين جنگ تاريخ بشريت » مبارزه ميكنند .
پس چه شد كه نتيجه اى كاملا خلاف به دست آمد ؟ دليلش خطاهاى بزرگ و حوادث كوچك بود ؛ به خصوص ، حادثه اى آنچنان كوچك كه در هنگام وقوع ، توجه هيچ كس را جلب نكرد . اين حادثه در گرماگرم نبرد سُم ( نام منطقه اى كه در آن بخشى از جنگ جهانى اول رخ داد ) ، در يك سنگر آلمانى رخ داد . يك خمپاره ى بريتانيايى خندق را در هم كوبيد و همه ى سربازان مستقر در آن را جز يك تن كشت كه بر حسب تصادف محض ، تنها صورتش بر اثر اصابت تركش خمپاره مجروح شد . او زنده ماند . زنده ماند تا جنگ ديگزى را آغاز كند .
نام او ، آدولف هيتلر بود !!! خوشا با حال هيتلر ... بدا به حال دنيا !!!
.: Weblog Themes By Pichak :.